«سرزمین تالشان تبدیل بشه به استان»
به امید آن روز
کادوسان یا کادوسیان،نامی است که در منابع تاریخ وجغرافیای باستان به یک قوم ایرانی نهاده شده است. به استناد همین منابع - دست کم از دوره ی مادها تا استقرار حکومت سلوکیان-در این سرزمین نام و آوازه ای بلند داشته اند. 
تالش زادگاه زرتشت؟
شناخت زادگاه و زمان زندگی آشور زرتشت،زبان و مرکز نشر اوستا،از مسائل مورد بحث است.

عدهای مانند نیبرگ niberg،آلتهیم althim،لوملlumo،شدرseder،هومباخhumbax،آشتیانی وهاشم رضی کاملاَ منکروجود رابطه بین ایران غربی با زبان و زادگاه زرتشت هستند.بسیاری دیگر از صاحبنظران زادگاه او را ایران غربی وزبان ومرکز نشر اوستا رادر ایران شرقی جسته اند. در مورد تشخیص زمان زندگی زرتشت نیز اختلاف آرا وجود دارد.
· سپس زرتشت پسر سفید توماناسپیتمان ظهور کرد واو از مردم آذربایجان بود،از تخمه منوچهر ودر شماراعیان واشراف خانواده های موقان.ظهور او درسال سی ام از پادشاهی گشتاسب بود.1
· ویلیام جکسنvilyamz jaksen وبارتولومه bartolomae زادگاه زرتشت را شمال غربی ایران میدانند و معتقدند وی مکتب خود را در آذربایجان پایه گذاری کرده وسپس به اجبار به شرق ایران،منطقه ی شمال خراسان متواری شده است...
پرفسور گلدنرgldner شرق شناس شهیر آلمانی نظری شبیه نظر بارتولومه اظهار می دارد 2
و...
1 . التفهیم، ابوریحان بیرونی، ص 299.
2 . زرتشت،جلال الدین آشتیانی،ص 50
«تاریخ کادوس ها. علی عبدلی»
«اخبار تالش»
سیل در جوکندان
چند سالی است می شنویم تنها جاده اصلی تالش به آستارا و اردبیل بر اثر تخریب پل جوکندان بر روی رودخانه هشگه رو ( در اصطلاح تالشی یعنی رود خشک) مسدود می شود و خسارات زیادی به مردم و مز ارع می رسد. و گویا هربار قسمت مشخصی از پل تخریب می شود و باز گویا آن قسمتی که هر ساله در مقابل سیل مقاومت می کند و تخریب نمی شود آن قسمتی است که بیش از 35 سالِِ پیش از این در دوران حکومت پهلوی (گویا به دست شوروی سابق) ساخته شده، و
معلوم نیست که چرا با اینکه این مشکل به سال مشخصی ختم نمی شود راهکاری برای مقابله با این معزل اندیشیده نمی شود؟ که مجال این بحث نمی باشد.
ولی تلفات سیل فقط به اینجا ختم نمی شود و بسیاری از منازل مسکونی که در مسیر سیل قرار دارند صدمه دیده وآب واردمنازل شده و بعضاً به علت استاندارد نبودن بنا و عدم کارشناسی در ساخت بناو نبود اسکلت بندی مقاوم و ستون دیوارهای منازل ترک میخورندو بعضاً تخریب می شوند و یا کاملاً در گل ولای فرو میروند.»

بارش شدید دیگری در حوالی ساعت 21:30 روز دوشنبه 29/7/ 87 بسیاری از مناطق تالش بزرگ را در بر گرفت که بازاین سیل خساراتی داشته ازجمله تخریب لوله بلوک هایی که پس از تخریب پل جوکندان (در سیل) برای عبور اتومبیل هایی که از سمت لیسار به طرف هشتبر حرکت می کنند بود که باعث ترافیک شدید چند روزه پس از آن شد که علت آن کم عرض بودن پل متحرک آهنی کارگذاشته شده ویکطرفه شدن آن است.
وهمچنین آب بندی (سد)که در قسمت غرب انوش محله واقع است به علت تشدید بارندگی و پر شدن بیش از حد شکاف برداشته و کل آب آن خالی شده و در جاده منتهی به قبرستان انوش محله سرازیر گشته و آب وارد بسیاری از منازل محله مذ کور شده است و باعث بسته شده جاده مذکور تا غروب روز سی ام شد.
پاسخ مدیر عامل راه و ترابری استان گیلان
به گفته مدیر عامل راه و ترابری استان گیلان(در مصاحبه با شبکه باران)قرار است دو پل به طول 15 متر بر روی رودخانه جوکندان احداث گردد و پلهای آهنی کارگذاشته شده موقتی است وی در ادامه افزود و قول داد این پل ها در تابستان سال 1388 به بهره بردای می رسد
«مرتضی تعطف طولی»
چرا تالشها نمی خواهند گیلانی بمانند؟!
مسعور صوفی نژاد سیویری
منبع:ماهنامه تالش- شماره 26 – آبان و آذر 13
طبق بیانیه انجمن تالشان مقیم تهران و درخواست مردم تالش ازرئیس جمهور مبنی بر طرح استان شدن«تالش» روز به روز،از اقشار مختلف قوم تالش،از صاحبنظران گرفته تا دامداران تالشی،به دنبال تحقق درخواست انتزاع این سرزمین از استان گیلان با نام «استان تالش» می باشند.میل به جدایی از گیلان در میان عامه مردم سرزمین تالش شدید است؛زیرا که مناطق تالش فوق العاده مستعد ولی محروم می باشند؛و این قضیه در حالی است که تالش از منابع عظیم طبیعی و مواهب الهی همچون جنگل،کوه،چشمه،دریا و طبیعت دلپذیر و مصٌفا برخوردار است!...
علاقه وافر مردم تالش نسبت به استان شدن آن و رها شدن از بند محرومیتها ، آن چنان این امر را خطیر و بزرگ نموده که از هم اکنون بر سر تعیین مرکز و… برخی از باشندگان آن دیار تاریخی و با فرهنگ،سخت به بحث و تبادل نظر مشغولند!و…
پرسش نگارنده این سطور به عنوان یک گیلانی و علاقمند به فرهنگ،زبان،هنر و تمدن مردمان خونگرم و فهیم تالش این است که چرا مردم تالش نمی خواهند گیلانی باقی بمانند؟! نکته مهم این جاست و باید به صراحت گفت که در دنیای امروز- دنیای ارتباطات و عصر تکنولوژی- که به سوی تشکیل دهکده جهانی سوق داده می شود و یکپارچگی و همدلی و همفکری سبب حذف مرزهای سیاسی ،اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی گردیده،چرا میل به تولید مرزهای جدید و کوچک سازی گستره جغرافیایی در اذهان مردم به صورت جدی شکل گرفته و تبدیل به یک آرزوی دیرینه گشته است!
اهمیت هر قوم جزء مولفه تاریخی آن قوم است.بنابراین بایستی به فرهنگ،هنر،زبان و آداب و رسوم باشندگان آن سرزمین و قوم و تیره هایش ارج نهاده شود.جدای از آمار و اسناد رسمی و به دلایل اقتصادی،اجتماعی و مدیریتی که افراد خاص و برنامه ریزان و اساتید مطرح می کنند.مهمترین علت تمایل به جدایی از گیلان در بین تالشان فقدان تدبیر در مدیریت کلان استانی در سنوات گذشته بوده که به مرور زمان و انباشته شدن،وضعیت کنونی را سبب گردیده است .تا جایی که مناطق دور از مرکز در منطقه تالش ، چاره ای جز تن دادن به اقدام سخت و ناگوار تجزیه استانی نمی بینند و حاضر به ریسک کردن در این زمینه می باشند.تالش ها بر این باورند با آنکه از صلاحیت و هوش بالاتر واستعدادهای درخشانی برخوردارند،به خاطر بی توجهی به آنان و توانایی هایشان هر روز بیشتر از پیش،منزوی و افسرده و ساکت روزگار را سپری می نمایند!

با وجود آنکه سرزمین تاریخی تالش از استعداد مادی ،طبیعی و فرهنگی بالایی برخوردار است،نقش و سهم این خطه در مدیریت استان و بهره مندی آنان از مزایای دیگر بسیار اندک و ناچیز است.
بنابر آنچه گفته شد،اگر قرار باشد گیلان یکپارچه بماند و فکر جدایی از آن به ذهن هیچ تالش زبانی راه نیابد،باید این احساس در همه مسئولین و اقوام بزرگ گیل و دیلم و تالش و گالش و… تقویت کرد که گیلان متعلق به همه باشندگان این سرزمین پهناور می باشد و اختصاص به شهرهای بزرگ استان مانند «رشت» ندارد.تابلکه در برنامه ریزی و حتی گفتگوها به گونه ای عمل شود که نگاه مسئولین به گیلان و به همه نقاط آن بخصوص سرزمین محروم تالش به طور یکسان و همطراز باشد.مدیران و برنامه ریزان ارشد استان گیلان باید مدام نکات باریکتر از مو را به بدنه مدیریتی گیلان یادآور شوند. روابط عمومی های ادارات استان بایستی فعال و خلاق عمل کنند.اگر بناست گیلان یکپارچه بماند و تالشان عزیز که برادر گیلکان محسوب می شوند از انتزاع و استان شدن منصرف شوند . باید همه در این راه تلاش کنند.حتی کارمندان جزء نیز برای تحقق این امر به نقش خود وقوف یابند و آگاهانه عمل کنند.در خاتمه تاکید میکنم که برای حفظ گیلان و مانایی و پایداری سرزمین کهن و با سابقه تالش،با توجه به محرومیتهای حاضر و مشکلات موجود ،عزم همگانی ، ادبیات جامع و مناسب،برنامه ریزی مدون و فراهم آوردن شرایط همگانی،توزیع عادلانه بودجه،رفع عاجل محرومیتها و نقاط آسیب پذیر و نیز توسعه همه جانبه تمام نقاط استان از شهر فرهنگی آستاراگرفته تا مرزهای انتهای گیلان یعنی شهر سرسبز چابکسر به صورت طرح و برنامه ای واجب و ضروری نیاز و احساس می شود.با امید به آنکه تالش موقعیت ممتاز خود را کسب کند و بر توسعه و پیشرفت آن افزوده شود واز ثبات فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی آن کاسته نگردد و لبخند شادی و سرور بر لبان «تالش زبانان» خونگرم ومهمان نواز برقرار باشد.باشد که چنین باد!.*
«زبان وگویش تالشی»
این زبان در مناطق وسیعی از استان گیلان از سمت جنوب،از ناحیه اله بخش رضوانشهر تا شهرستان آستارا در شمال و همچنین در شهرستانهای فومن ،ماسا ل وشفت و همچنین د ر لنکران کشور آذربایجان پراکند ه شده است و شامل گویش های متفاوت در نواحی مختلف است مانند : گویش تالشی ناحیه هشتبر واسالم، گویش تالشی ناحیه خوشابر رضوانشهر،ناحیه آستارا،نواحی نمین در اردبیل ،عنبران وماسال تقسیم می شود.




